مقاله ·

زروان خدای زمان در ایران باستان؛ رازهای خدای خدایان و آیین زروانی

پیش از آنکه نوری در کیهان بتابد، پیش از آنکه تاریکی معنا پیدا کند، و هزاران سال پیش از آنکه اهورامزدا گیتی و جانداران را بیافریند، موجودی در سکوت و خلاء مطلق کائنات به تنهایی زنده بود. او نه آغازی داشت و نه پایانی برایش متصور بود؛ از ازل بوده و تا ابد نیز خواهد ماند. حتی زمانی که عمر کره زمین به پایان برسد و تمام ستارگان و کهکشان‌ها در کام سیاه‌چاله‌ای عظیم فرو بروند و بلعیده شوند، او همچنان پابرجا باقی می‌ماند؛ چرا که او خودِ «زمان» است.

در تاریک‌ترین، کهن‌ترین و اسرارآمیزترین لایه‌های اساطیر و تاریخ ایران باستان، نامی به چشم می‌خورد که عظمت آن حتی بر جایگاه سایر ایزدان سایه می‌افکند: زروان (Zurvan)، خدای خدایان و فرمانروای زمان بی‌کران.

زروان تنها یک اسطوره ساده در میان انبوه ایزدان باستانی نیست؛ او ناظر خاموش سرنوشت تمام نوع بشر و شاهد بی‌طرف نبرد دائمی میان خیر و شر است. پیدایش، ماهیت و ذات او چنان در هاله‌ای از ابهام و رازآلودگی فرو رفته که به باور ایرانیان کهن، جز خود او هیچ‌کس در تمام هستی از آنچه در نهانِ ازل گذشته، آگاه نیست. اما چگونه خدایی با این عظمت و جبروت که روزگاری نیاکان ما حتی در خلوت و پستوی ذهن خود جرات شک کردن به او را نداشتند، در پیچ‌وخم تاریخ به دست فراموشی سپرده شد؟

در این مقاله مستند، نقاب از چهره مبهم‌ترین، چالش‌برانگیزترین و عجیب‌ترین ایزد فلات ایران برمی‌داریم و ردپای او را از اعماق عصر یخبندان تا متون مقدس اوستا، نوشته‌های پهلوی و نفوذ در ادیان بزرگ جهان دنبال می‌کنیم.

پلاکی مفرغی 2800  از لرستان و ایزدی بالدار (زروان) را نشان می‌دهد که دو ایزد دیگر، اهریمن و اهورامزدا، از دوش او بیرون آمده‌اند.

زروان کیست؟ ریشه‌شناسی و جایگاه خدای زمان در متون کهن

واژه «زروان» (که در متون مختلف به صورت زروان، زوروان یا زَروان نیز ثبت شده است) در زبان‌های باستانی ایرانی دقیقا به معنای «زمان» است. زمانی که از زروان سخن می‌گوییم، با ایزدی روبه‌رو هستیم که قدمت باور به او بسیار کهن‌تر از شکل‌گیری دین زرتشت است.

به عقیده بسیاری از تاریخ‌پژوهان و اسطوره‌شناسان، ریشه‌های پرستش زروان در فلات ایران حتی از «آیین مهر» (میترائیسم) نیز قدیمی‌تر است. اگر در نظر بگیریم که آیین مهر دست‌کم هفت هزار سال قدمت دارد، می‌توانیم به عمق باستانی بودن مفهوم زروان پی ببریم. همین قدمت حیرت‌انگیز باعث شد که با ظهور ادیان و آیین‌های جدیدتر در ایران زمین—از جمله مزدیسنا و آیین زرتشتی—هیچ‌کدام نتوانند عظمت و نفوذ زروان را در ذهن و روح مردم نادیده بگیرند؛ در نتیجه، زروان همواره به عنوان نیرویی برتر در دل این ادیان مورد ستایش و احترام باقی ماند.

زروان در کتاب مقدس اوستا

قدیمی‌ترین اشارات مکتوب و مستند به این ایزد رازآلود را می‌توان در کهن‌ترین نوشتار ایرانیان یعنی کتاب اوستا مشاهده کرد. در متون اوستایی، زروان در کنار ایزدان بزرگ و قدرتمندی همچون میترا (مهر)، آناهیتا و سروش ستایش شده و با دو صفت کلیدی و بنیادین معرفی می‌گردد که نشان‌دهنده درک عمیق فلسفی ایرانیان باستان از مقوله زمان است:

  • زروان اَکَرانَه (Zurvan Akarana): به معنای «زمان بی‌کران»، نامحدود و ابدی؛ زمانی که نه مبدا دارد و نه مقصد، نه آغاز می‌پذیرد و نه پایان، و ورای درک محدود انسانی در جریان است.

  • زروان دَرِغوخْوَذاتَ (Zurvan Daregho-khvadhata): که در زبان پارسی اوستایی به معنای «دارنده زمان دراز» یا زمانِ کران‌مند و محدود است؛ همان زمانی که از دل زمانِ بی‌کران زاده شده تا بر جهان مادی، حرکت افلاک و چرخه عمر انسان‌ها حکومت کند.

    جالبه بدونید در سرزمین ایران و فلات ایران پیش از آنکه دین زرتشتی فراگیر شود، خدایان متعددی در فلات ایران در باورهای مردم حضور داشتند و پرستیده میشدند که میتوانید برای آشنایی بیشتر این مطلب را در سایت ساعت صفر مشاهده کنید

جایگاه زروان در متون پهلوی و دوران ساسانی

ردپای این ایزد در نوشته‌های پهلوی که متعلق به بازه تاریخی اشکانیان تا ساسانیان (حدود ۱۴۰۰ تا ۱۹۰۰ سال پیش) است، بسیار پررنگ‌تر، فلسفی‌تر و شگفت‌انگیزتر می‌شود. در این متون و همچنین در گزارش‌های مورخان ارمنی، سریانی و یونانی آن دوران (مانند اودموس رودسی و ازنیک کلباتسی)، زروان دیگر تنها یک ایزد در کنار سایر ایزدان نیست، بلکه به عنوان «خالق مطلق» و سرچشمه هستی معرفی می‌شود.

بر اساس اسطوره آفرینش در این متون، در دورانی که هیچ‌چیز وجود نداشت—نه آسمان، نه زمین و نه هیچ مخلوقی—تنها زروان بود که وجود داشت. او برای هزار سال نیایش و قربانی کرد تا فرزندی داشته باشد که جهان را بیافریند؛ و در نهایت از بطن او دو قطب اصلی هستی به دنیا آمدند: اهورامزدا (حاصل نیایش و روشنایی او) و انگره‌مینو یا اهریمن (حاصل تردید و تاریکی). به این ترتیب، در باور زروانی، اهورامزدا و اهریمن برادران همزاد و فرزندانِ خودِ «زمان» هستند.

نقشی از زروان

قدرت‌های ماورایی زروان؛ چرا ایرانیان باستان از بردن نام او هراس داشتند؟

در دوران امپراتوری ساسانی، باور به زروان به عنوان «خدای خدایان» و بزرگ‌ترین نیروی ماورایی کائنات به اوج خود رسید. بررسی متون تاریخی نشان می‌دهد که ایمان و ترسِ مقدس مردم نسبت به او به حدی عمیق و باورنکردنی بود که ایرانیان حتی در تنهایی، در پستوهای ذهن خود یا در محافل کاملاً خصوصی نیز جرات نداشتند به وجود و قدرت او شک کنند، عدالت یا حکمت او را زیر سوال ببرند و یا حتی در بسیاری از موارد، نام او را بدون القاب و صفات محترمانه اوستایی بر زبان بیاورند.

اما این حجم از تقدس، احترام و هراس مقدس از کجا نشات می‌گرفت؟ در جهان‌بینی ایران باستان، زروان واجد چه قدرت‌هایی بود که او را تا این اندازه دست‌نیافتنی می‌کرد؟

بر اساس متون کهن، ویژگی‌ها و قدرت‌های زروان عبارتند از:

  • خالق و حاکم مطلق زمان و فضا: او آفریننده و فرمانروای زمان، مکان و تمام ذرات مادی و غیرمادی موجود در گیتی است.

  • منبع و دربرگیرنده تمام تضادها: زروان سرچشمه نور و تاریکی، خیر و شر، و نظم و هرج‌ومرج است. او تنها نیرویی است که از تمام تضادها و تناقض‌ها فراتر می‌رود و همه ابعاد هستی را در خود جای می‌دهد.

  • نیا و سرچشمه خدایان: او پدر اهورامزدا و اهریمن، و به تبع آن، پدربزرگ تمام امشاسپندان (فرشتگان مقرب) و دیوها محسوب می‌شود.

  • آگاه به غیب و تعیین‌کننده سرنوشت: زروان تنها موجودی است که گذشته، حال و آینده را به طور کامل و هم‌زمان می‌داند. اوست که مدت زمان حیات هر پدیده و لحظه دقیق پایان همه‌چیز را تعیین می‌کند.

  • زنده‌کننده و میراننده: مرگ و زندگی تمام موجودات و گردش سرنوشت انسان‌ها و خدایان در دستان اوست.

  • فراتر از درک و توصیف بشر: در ایمان مردم ایران باستان، زروان خدایی متعال، غیرقابل توصیف، غیرقابل درک و فراتر از تمام نام‌ها و صفت‌هاست که در محدوده عالم ماده بر انجام هر کاری تواناست.

سفر در اعماق تاریخ؛ از مهاجرت عصر یخبندان تا نفوذ در ادیان جهان

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های باستان‌شناسان، اسطوره‌شناسان و مورخان، یافتن مبدا دقیق پیدایش باور به زروان است. از آنجا که اختراع خط توسط بشر به حدود چهار الی پنج هزار سال پیش بازمی‌گردد و قدمت پرستش زروان بسیار فراتر از تاریخ مکتوب است، محققان به دلیل نبود منابع نوشتاری از آن دوران کهن، کار بسیار سخت و طاقت‌فرسایی برای کشف سرنخ‌ها داشته‌اند. با این حال، کشف چند تندیس، نقش‌برجسته و نگاره باستانی در مناطقی خارج از مرزهای کنونی فلات ایران، سرنخ‌های شگفت‌انگیزی را درباره ریشه‌های این ایزد در اختیار پژوهشگران قرار داده است.

ردپای زروان در مهاجرت بزرگ آریایی‌ها

برای درک گستره نفوذ زروان باید به آخرین دوره‌های عصر یخبندان، یعنی حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار سال پیش بازگردیم. در آن دوران، اقوام هندواروپایی و هندوایرانی (که نیاکان آریایی‌ها بودند) به دلیل تغییرات اقلیمی، از عرض‌های شمالی و مناطق سیبری به سمت جنوب آغاز به مهاجرت کردند.

این مردمان که در ابتدا دارای یک خاستگاه، زبان، فرهنگ و دینِ مشترک بودند، در طول چند هزار سال مسیرهای متفاوتی را برای سکونت برگزیدند:

  1. گروهی به سمت شبه‌قاره هند رفتند.

  2. گروهی وارد فلات ایران شدند، خود را «آریایی» نامیدند و نام «ایران» (سرزمین آریایی‌ها) را بر این خاک نهادند.

  3. دسته‌ای دیگر نیز از مسیر ایران و قفقاز به سمت سرزمین‌های غربی‌تر حرکت کردند، به اروپای شرقی رسیدند و سرتاسر قاره اروپا را تا جزیره انگلستان زیر پا گذاشتند.

نکته حیرت‌انگیز برای اسطوره‌شناسان اینجاست که وقتی باورهای بنیادین تمام این اقوام پراکنده—از غرب اروپا تا شبه‌جزیره هند—را در لایه‌های باستانی بررسی می‌کنیم، ردپای خدای زمان (زروان) در باورهای ۱۰ تا ۱۲ هزار سال پیشِ تمامی آن‌ها دیده می‌شود (که بعدها در اساطیر یونانی و رومی نیز در قالب خدایانی چون کرونوس و آیون تجلی یافت).

تاثیر زروان بر مانی، بودا و مسیحیت

قدرت و نفوذ فلسفه زروان به قدری عمیق و ریشه‌دار بود که قرن‌ها بعد، از مرزهای ایران بزرگ فراتر رفت و تاثیرات مستقیم خود را بر سایر ادیان بزرگ جهان گذاشت. در آیین مانی، مانی برای اینکه دین خود را برای ایرانیان قابل درک کند، خدای بزرگ روشنایی را با نام «زروان» معرفی کرد. همچنین ردپای مفاهیم زروانی و زمانِ بی‌کران در شاخه‌هایی از آیین بودا در آسیای میانه و حتی در مفاهیم عرفانی و آخرالزمانی مسیحیت اولیه به وضوح قابل ردیابی است.

آیین زروانی (Zurvanism)؛ انشعاب، جبرگرایی و تقابل فلسفی با زرتشت

رابطه میان آیین زروان، شخص اشوزرتشت و دین زرتشتی، یکی از پیچیده‌ترین و جذاب‌ترین مباحث در تاریخ ادیان ایران است. در میان محققان دو دیدگاه عمده در این باره وجود دارد: گروهی معتقدند زرتشت و پیروانش زروان را به عنوان یکی از ایزدان بزرگ و کهن پذیرفتند و او را در اوستا محترم شمردند؛ اما گروهی دیگر از تاریخ‌پژوهان با استناد به شواهد تاریخی بر این باورند که «زروانیسم» و «زرتشتی‌گری ارتدکس» در تضاد عمیق با یکدیگر قرار داشتند و این تقابل گاه به دشمنی، تکفیر و درگیری‌های خونین نیز کشیده شده است.

در دوران ساسانی، یعنی حدود دو تا سه هزار سال پس از ظهور زرتشت، انشعاب بزرگی در دل جامعه مذهبی ایران رخ داد. آیین زروانی به عنوان یک فرقه و مکتب فکری قدرتمند (که حتی بسیاری از پادشاهان و بزرگان ساسانی به آن گرایش داشتند) فرایض دینی تازه‌ای برای خود تعریف کرد و فلسفه دین را از نو نوشت.

نبرد بزرگ فلسفی: جبر مطلق در برابر اختیار انسان

تضاد اصلی میان دین زرتشتی و آیین زروانی در یک سوال بنیادین فلسفی خلاصه می‌شد که سرنوشت انسان را تعیین می‌کرد:

  • فلسفه زرتشتی (اختیارگرایی و اراده آزاد): در آموزه‌های کلاسیک زرتشت، انسان موجودی صاحب اختیار است. سرنوشت هر فرد مستقیماً وابسته به تصمیمی است که در زندگی می‌گیرد؛ اینکه با پندار، گفتار و کردار نیک در رکاب نور و اهورامزدا بجنگد، یا به تاریکی و اهریمن خدمت کند.

  • فلسفه زروانی (جبرگرایی و تقدیر محتوم): در نقطه مقابل، آیین زروانی در پایه تفکرات خود بر «جبر مطلق» استوار بود. زروانی‌ها معتقد بودند که سرنوشت نوع بشر، تمام موجودات زنده و حتی حرکت کرات، ستارگان و سیارات در آسمان، از پیش توسط زروان تعیین شده و محتوم است. از دیدگاه آنان، انسان در برابر چرخ گردون و زمان هیچ اراده‌ای از خود ندارد و تنها با برآورده کردن خواسته خدایان بزرگ و گام برداشتن در راه رضایت زروان است که شاید بتواند سرنوشت محتوم خود را کمی بهبود ببخشد.

اسطوره‌شناسی زمان

حیات مخفیانه زروانیان پس از اسلام

شاید تصور کنید با سقوط امپراتوری ساسانی، آیین زروان نیز به کلی از صفحه روزگار محو شد؛ اما اسناد و گزارش‌های تاریخی حقیقت دیگری را فاش می‌کنند. باور به خدای زمان چنان در خون و رگ ایرانیان ریشه دوانده بود که تا چهار قرن پس از حمله اعراب به ایران، جوامعی از باورمندان به زروان همچنان در نقاط مختلف ایران حضور داشتند و به صورت کاملاً مخفیانه و زیرزمینی، فرایض دینی و نیایش‌های باستانی خود را به جا می‌آوردند.

اگر شما هم در زندگی روزمره خود همواره درگیر زمان هستید، اگر همیشه احساس می‌کنید زمان کم می‌آورید و آرزو می‌کنید کاش شبانه‌روز بیش از ۲۴ ساعت بود، به قول نیاکانمان در ایران باستان، شاید بد نباشد به درگاه خدای بزرگ زمان، زروان، دست به دعا و استغاثه بردارید!

برای آشنایی بیشتر با جزئیات این نبرد فلسفی و رازهای سرنوشت در ایران باستان، می‌توانید مستند جذاب زروان را از این لینک تماشا کنید:
https://www.youtube.com/watch?v=aasWVmi830w

و نظرات خود را درباره این ایزد شگفت‌انگیز با ما به اشتراک بگذارید.

بازسازی نیایش‌های ممنوعه زروان در «پادکست داستانی ساعت صفر»

تصور کنید آن نیایش‌های مخفیانه که قرن‌ها پس از سقوط ساسانیان در سردابه‌ها، کوهستان‌ها و معابد پنهان زیرزمینی توسط پیروان زروان زمزمه می‌شدند، چه حال و هوایی داشته‌اند؟ انسان‌هایی که سرنوشت را محتوم می‌دانستند، برای ارتباط با خدای زمان بی‌کران و تغییر تقدیر خود، چه آیین‌های مرموز و فراموش‌شده‌ای را به جا می‌آوردند؟

اگر شیفته فضاهای رازآلود، تاریخ ناشناخته ایران و اساطیر کهن هستید، دیگر نیازی نیست تنها به تصور کردن اکتفا کنید؛ شما می‌توانید تجسم زنده، دراماتیک و نفس‌گیر این آیین باستانی را در پادکست داستانی «ساعت صفر» تجربه کنید.

پادکست داستانی «ساعت صفر» به قلم امین متین، که امروزه به عنوان پرشنونده‌ترین پادکست داستانی فارسی شناخته می‌شود، در بستری از معما، تعلیق و تاریخ، به سراغ این سوژه بکر و اسرارآمیز رفته است. در خط داستانی این پادکست، پیروان مرموز آیین زروان حضور فعال و تعیین‌کننده‌ای در جریان وقایع دارند و در قسمت‌هایی از این اثر، نیایش‌های ممنوعه مرتبط با زروان با پژوهش دقیق و فضاسازی صوتی خیره‌کننده بازسازی و روایت می‌شوند.

شنیدن پادکست «ساعت صفر» فرصتی استثنایی است تا از مرز متون خشک تاریخی عبور کنید و قدرت هولناک، رازآلود و سحرآمیز خدای زمان در ایران باستان را در قالب یک داستان پرکشش و فراموش‌نشدنی با تمام وجود لمس کنید.

فقط به خاطر داشته باشید حتما از قسمت اول فصل اول این پادکست داستانی را بشنوید!

طرح جلد پادکست داستانی ساعت صفر

 پادکست ساعت صفر در فیدیبو 

 پادکست ساعت صفر در کست باکس

 پادکست ساعت صفر دراسپاتیفای

نویسنده: امین متین

گفت‌وگو دربارهٔ این مطلب

نظر شما

نام و ایمیل لازم است. ایمیل شما منتشر نمی‌شود و نظر پس از تأیید نمایش داده خواهد شد.

در لحظه از مطالب جدید ما مطلع شوید…

اگر طرفدار ساعت صفر هستید، به محض انتشار محتوای جدید به شما خبر می‌دهیم.

ایمیل شما فقط برای خبرنامهٔ ساعت صفر استفاده می‌شود؛ با لینک پایین هر ایمیل می‌توانید هر وقت خواستید لغو کنید.