خدایان ایران پیش از اهورامزدا؛ وقتی دیوها خدا بودند
پیش از اهورامزدا، ایران سرزمین چه خدایانی بود؟ پیش از آنکه آموزههای زرتشت جهان دینی ایرانیان را دگرگون کنند، مردم این سرزمین چه موجوداتی را میپرستیدند و برای چه خدایانی قربانی میکردند؟
شاید عجیب باشد، اما در تاریخ ایران خدایی وجود داشت که به شکل یک شمشیر آهنی پرستیده میشد. خدایی دیگر را کاهنان مینوشیدند. الههای بود که شاهان برایش معبد میساختند و در روایتی از جهان باستان، حتی اهورامزدا و اهریمن هم دو برادر بودند؛ فرزندان خدایی به نام زروان.
برای پیدا کردن این خدایان باید هزاران سال به عقب برگردیم؛ به روزگاری که هنوز از شاهنشاهی هخامنشی خبری نبود و فلات ایران محل زندگی تمدنهایی با خدایان، معابد و آیینهای متفاوت بود.
زروان؛ خدایی که اهورامزدا و اهریمن فرزندان او بودند
در یکی از عجیبترین روایتهای اساطیری ایران، پیش از نبرد خیر و شر، خدایی وجود داشت که خودِ زمان بود: زروان، زمان بیکران.
داستان میگوید زروان هزار سال قربانی کرد تا صاحب فرزندی به نام اهورامزدا شود. اما پس از هزار سال، برای لحظهای شک کرد که آیا قربانیهایش نتیجهای خواهد داشت یا نه.
از قربانی او اهورامزدا شکل گرفت و از شک او اهریمن.
زروان وعده داده بود هرکدام زودتر متولد شوند، فرمانروایی را به دست خواهند آورد. اهریمن از این وعده آگاه شد و زودتر به دنیا آمد. به این ترتیب، پدر ناچار شد برای مدتی فرمانروایی را به فرزند تاریک خود بسپارد.
اما آیا واقعاً ایرانیان پیش از زرتشت زروان را خدای نخستین میدانستند؟
نام «زمان بیکران» در اوستا آمده، ولی داستان تولد اهورامزدا و اهریمن از زروان در اوستای موجود دیده نمیشود. این روایت را بیشتر از گزارشهای متأخر نویسندگان ارمنی و سریانی میشناسیم. بنابراین نمیتوان آن را بدون تردید، باور نخستین همه ایرانیان دانست.
برای شناخت خدایان کهنتر باید به سراغ واژهای برویم که معنایش در طول تاریخ کاملاً دگرگون شد: دیو.
وقتی دیوها هنوز خدا بودند
امروز کلمه دیو برای ما یادآور موجودی اهریمنی و ترسناک است. اما در گذشته بسیار دور، واژه اوستایی «دَئوه» با واژه سانسکریت «دِوا» همریشه بود؛ واژهای که در سنت هندی برای موجودات الهی به کار میرفت.
در جهان کهن هندوایرانی، خدایانی مانند ایندرا جایگاه بزرگی داشتند. ایندرا در اساطیر هند جنگجویی بود که اژدهای ورترا را شکست میداد و آبهای زندانیشده را آزاد میکرد.
اما در سنت زرتشتی ایران، ایندرا در شمار دَئوههای طردشده قرار گرفت.
این تغییر یکی از بزرگترین دگرگونیهای تاریخ دینی ایرانیان بود: موجوداتی که در یک سنت پرستیده میشدند، در سنتی دیگر به نیروهای نامطلوب تبدیل شدند.
با این حال، همه خدایان کهن چنین سرنوشتی نداشتند. بعضی باقی ماندند، بعضی تغییر چهره دادند و بعضی حتی وارد دستگاه اداری شاهنشاهی هخامنشی شدند.
یکی از شگفتانگیزترین نمونهها، خدایی عیلامی به نام هومبان بود.
برای آشنایی بیشتر با این خدایان میتوانید مستند روزی که دیوها خدا بودند را تماشا کنید:
https://www.aparat.com/v/mgy3831
هومبان؛ خدای عیلامی که تا تختجمشید زنده ماند
هزاران سال پیش از کوروش، تمدن عیلام در جنوبغرب ایران شکل گرفته بود. شهرهایی مانند شوش و انشان، جهان سیاسی و مذهبی گستردهای داشتند.
یکی از بزرگترین خدایان این تمدن هومبان بود؛ خدایی که با قدرت شاهی و مشروعیت فرمانروایی ارتباط داشت.
نام هومبان در اسناد بسیار کهن عیلامی دیده میشود. در دورههای بعد، نام او حتی وارد نام پادشاهان شد و شاهان عیلامی فرمانروایی خود را زیر حمایت نیروی الهی او تعریف میکردند.
در نقشبرجستههای کولفرح در ایذه، فرمانروایی به نام هَنّی از قدرت مقدس هومبان، یا «کیتین»، سخن میگوید.
احتمال داده شده که در نقشبرجسته کورنگون فارس نیز تصویری از هومبان باقی مانده باشد: خدایی با تاج شاخدار، نشسته بر تختی با نقش مارها و در ارتباط با جریان آب.
اما سرنوشت این خدا با پایان قدرت سیاسی عیلام تمام نشد.
در الواح باروی تختجمشید، که اسناد اداری دوران هخامنشیاند، نام هومبان در ارتباط با پیشکشها و جیرههای مذهبی دیده میشود.
یعنی در قلب دستگاه اداری شاهنشاهیای که داریوش در کتیبههایش از اهورامزدا سخن میگفت، هنوز برای خدایی عیلامی پیشکش ثبت میشد.
این اسناد نشان میدهند که جهان مذهبی هخامنشیان بسیار متنوعتر از تصویری است که تنها از کتیبههای سلطنتی به دست میآید.
پینیکیر؛ الهه عشق، باروری و آسمان عیلام
در کنار هومبان، ایزدبانویی به نام پینیکیر نیز در جهان عیلام جایگاهی بلند داشت.
نام پینیکیر در پیمان کهن نارامسین با فرمانروای عیلامی آمده است. در دورههای بعد نیز شاهان عیلامی برای او معبد ساختند و پیشکش تقدیم کردند.
پینیکیر با آسمان، باروری و جنبههایی از عشق و نیروی زایش پیوند داشت. در مجموعه مذهبی چغازنبیل، اونتاشناپیریشا برای این الهه بنایی مقدس ساخت.
از ساختمانی موسوم به «آشتام» نیز در ارتباط با آیینهای او یاد شده است. تفسیر کارکرد دقیق این بنا و ارتباط احتمالی آن با آیینهای جنسی میان پژوهشگران یکسان نیست.
پینیکیر تنها ایزدبانوی مهم عیلام نبود. کیریریشا نیز با عنوان «مادر خدایان» شناخته میشد.
این جهان مذهبی نشان میدهد که ایزدبانوان در بخشهایی از تاریخ عیلام، در کنار خدایان مرد، نقش برجستهای در زندگی دینی و سلطنتی داشتند.
خدای جنگ سکاها؛ شمشیری که قربانی میگرفت
اگر از عیلام به سرزمین سکاهای ایرانیزبان برویم، با یکی از عجیبترین آیینهای جهان باستان روبهرو میشویم.
هرودوت، تاریخنگار یونانی، گزارش میدهد که سکاها برای خدای جنگ خود، که او آن را با نام یونانی آرس معرفی میکند، تودهای بزرگ از چوب میساختند.
بالای این توده، یک شمشیر آهنی کهنه قرار میدادند.
همین شمشیر نماد مقدس خدای جنگ بود.
در برابر آن حیوانات قربانی میشدند و هرودوت حتی از قربانیکردن اسیران جنگی سخن میگوید.
در این جهان، خدای جنگ الزاماً تندیس انسانی یا معبدی باشکوه نداشت. یک تیغه آهنی میتوانست مرکز آیینی باشد که با جنگ، خون و پیروزی ارتباط داشت.
اما در جهان اوستایی، ایزد پیروزی چهرهای کاملاً متفاوت پیدا میکرد.
بهرام و تیشتر؛ جنگ خدایان با دشمنان انسان
ورثرغنه یا بهرام، ایزد پیروزی در سنت ایرانی بود. در بهرامیشت، این ایزد در ده صورت متفاوت ظاهر میشود؛ از باد و گاو نر گرفته تا اسب سفید، گراز، پرنده شکاری و جنگجوی مسلح.
هر صورت، جلوهای از نیرو و پیروزی را نمایندگی میکرد.
اما دشمن انسان همیشه یک ارتش نبود. خشکسالی هم میتوانست شهرها و روستاها را نابود کند.
در تیشتریشت، تیشتر، ایزد باران و مرتبط با ستاره شباهنگ، به شکل اسبی سفید با اپوش، دیو خشکسالی، که به شکل اسبی سیاه ظاهر میشود، نبرد میکند.
تیشتر ابتدا شکست میخورد، اما با نیرویی تازه بازمیگردد و اپوش را شکست میدهد. آبها آزاد میشوند و باران بر زمین میبارد.
برای کشاورزان و دامداران، این نبرد اسطورهای تصویری از مهمترین دغدغه زندگی بود: آیا باران خواهد آمد؟
هالدی؛ خدای پادشاهی اورارتو
در شمالغرب ایران و پیرامون دریاچه وان، پادشاهی اورارتو شکل گرفت؛ حکومتی که خدای بزرگ آن هالدی بود.
هالدی با قدرت سلطنتی و جنگ پیوند داشت. شاهان اورارتو ساخت قلعهها و پیروزیهای نظامی خود را به حمایت او نسبت میدادند.
در کنار او، تیشبا خدای طوفان و شیوینی خدای خورشید قرار داشتند.
کتیبههای اورارتویی حتی تعداد قربانیهای اختصاصیافته به خدایان را ثبت کردهاند.
یکی از مهمترین مراکز پرستش هالدی، موساسیر بود. در سال ۷۱۴ پیش از میلاد، سارگن دوم آشوری به این شهر حمله کرد و معبد هالدی را غارت کرد.
برای شاهان آشور، تصرف معبد دشمن تنها یک پیروزی اقتصادی نبود؛ نشانه شکست قدرت مقدس پادشاهی رقیب هم محسوب میشد.
اینشوشیناک؛ خدایی که همراه شهر شوش شکست خورد
در شهر شوش، خدایی به نام اینشوشیناک جایگاهی ویژه داشت. نام او به معنای «سرور شوش» است.
اینشوشیناک با حفاظت از شهر و در سنتهای مذهبی عیلام با جهان مردگان و داوری آنان ارتباط داشت.
شاهان عیلام برای او معبد و بناهای مذهبی میساختند. اما در سال ۶۴۶ پیش از میلاد، آشوربانیپال به شوش حمله کرد.
شاه آشور در گزارش پیروزی خود از غارت شهر و انتقال تندیس خدایان عیلام سخن گفت.
تصور کنید برای مردمی که نسلها در برابر تندیس خدای شهرشان نیایش کرده بودند، بیرونبردن آن از معبد چه معنایی داشت.
شهر شکست خورده بود و دشمن حتی تصویر مقدس خدایانش را با خود میبرد.
جام طلایی حسنلو و خدایانی که نامشان گم شده
<escape>در سال ۱۹۵۸، باستانشناسان در تپه حسنلو در آذربایجان غربی، زیر آوار ساختمانی سوخته، جامی طلایی پیدا کردند.</escape>
روی این جام مجموعهای از تصاویر اسطورهای دیده میشود: ارابهها، موجودات ترکیبی، الههها، حیوانات و صحنههایی که احتمالاً به روایتهای مذهبی مربوط بودند.
اما برخلاف بسیاری از آثار عیلامی و هخامنشی، روی جام نام شخصیتها نوشته نشده است.
پژوهشگران برای تفسیر تصاویر آن به سنتهای مذهبی و اسطورهای منطقه، از جمله جهان هوری، توجه کردهاند؛ اما شناسایی دقیق همه شخصیتها ممکن نیست.
ما تصویری از یک داستان باستانی داریم، بیآنکه بتوانیم نام تمام بازیگرانش را بخوانیم.
همین مشکل در آثار جنوبشرق ایران نیز دیده میشود.
مردان کژدمی جیرفت؛ خدا، هیولا یا نگهبان؟
در حوزه هلیلرود و جیرفت، ظروف سنگی با نقشهای شگفتانگیزی کشف شدهاند: مارها، عقربها، پرندگان شکاری، جانوران نیرومند و موجوداتی که بدنشان ترکیبی از انسان و حیوان است.
از جمله این تصاویر، موجودات انسانکژدمی هستند.
در حماسه گیلگمش نیز موجودات کژدمی در مرز جهان شناختهشده حضور دارند، اما شباهت تصویری بهتنهایی ثابت نمیکند که موجودات نقششده بر ظروف جیرفت همان شخصیتهای حماسه گیلگمش بودهاند.
این موجودات چه کسانی بودند؟ خدایان، نگهبانان جهان دیگر یا شخصیتهای اسطورهای ناشناخته؟
بدون متن همراه، پاسخ قطعی نداریم.
پیکرک تپه سراب؛ وقتی تصویر از نام قدیمیتر است
در تپه سراب نزدیک کرمانشاه، پیکرکهای انسانی و جانوری متعلق به دوران نوسنگی پیدا شدهاند.
یکی از مشهورترین آنها پیکرکی زنانه است که گاهی «ونوس تپه سراب» نامیده میشود.
این پیکرک حدود ۸۵۰۰ سال قدمت دارد؛ هزاران سال قدیمیتر از بسیاری از کتیبههایی که نام خدایان ایران باستان را ثبت کردهاند.
اما آیا این پیکرک تصویر یک الهه مادر بوده است؟
نمیدانیم. ممکن است کارکردی آیینی داشته باشد، ولی هیچ کتیبهای نام یا معنای آن را توضیح نمیدهد.
اینجا با یکی از بزرگترین محدودیتهای شناخت دین پیشاتاریخ روبهرو میشویم: گاهی تصویر باقی مانده، اما باور و داستان پشت آن از بین رفته است.
هوم؛ خدایی که ایرانیان باستان مینوشیدند
در جهان هندوایرانی، هوم تنها نام یک گیاه نبود؛ هم نوشیدنی مقدس آیینی بود و هم شخصیتی الهی.
در یسنا، زرتشت با هوم سخن میگوید و از او درباره نخستین کسانی میپرسد که گیاه مقدس را فشردند.
در این روایت، یکی از پاداشهای فشردن هوم، تولد جمشید است؛ پادشاهی که در اساطیر ایرانی با عصر زرین و نجات موجودات از زمستانی ویرانگر پیوند دارد.
کاهنان در مراسم هوم گیاه را میفشردند، عصاره آن را آماده میکردند و همراه نیایش مصرف میکردند.
برای نیایشگر، این آیین تنها نوشیدن یک مایع نبود؛ تماس با نیرویی مقدس بود که از آن سلامت، نیرو و برکت میخواست.
مهر، آناهیتا و وایو؛ خدایانی که فراموش نشدند
برخلاف بسیاری از خدایان عیلام و اورارتو، برخی ایزدان کهن ایرانی در طول قرنها زنده ماندند.
مهر یا میترا نگهبان پیمان و عهد بود. در مهریشت، او هزار گوش و دههزار چشم دارد و هیچ پیمانشکنی نمیتواند از نگاهش پنهان بماند.
آناهیتا با آبهای زندگیبخش، پاکی، باروری و قدرت پیوند داشت. در آبانیشت، شاهان و پهلوانان برای پیروزی و کامیابی او را نیایش میکنند.
وایو با باد و فضای میان زمین و آسمان ارتباط داشت و در سنتهای ایرانی جنبههایی مرتبط با نیرو، زندگی و مرگ پیدا کرد.
در کنار آنها، ایزدانی مانند آذر، سروش و آپامنپات نیز بخشی از جهان دینی ایران را تشکیل میدادند.
این خدایان و نیروهای مقدس، با گسترش سنت زرتشتی، لزوماً ناپدید نشدند؛ بسیاری جایگاهی تازه در نظم دینی پیدا کردند.
کوروش، مردوک و اهورامزدا؛ خدایان در شاهنشاهی هخامنشی
وقتی کوروش در سال ۵۳۹ پیش از میلاد بابل را فتح کرد، در استوانه مشهور او نام اهورامزدا دیده نمیشود.
متن بابلی استوانه، مردوک، خدای بزرگ بابل، را نیرویی معرفی میکند که کوروش را برای فرمانروایی برگزیده است.
اما چند دهه بعد، داریوش در کتیبه بیستون بارها از اهورامزدا سخن گفت و پیروزیهایش را به خواست او نسبت داد.
این تفاوت به معنای تغییر ناگهانی دین همه مردم شاهنشاهی نبود.
در قلمرو هخامنشی، مردمان گوناگون همچنان آیینهای خود را داشتند و اسناد اداری تختجمشید نیز از تنوع مذهبی خبر میدهند.
در دوره خشایارشا، کتیبهای معروف به کتیبه دَئوهها از مکانی سخن میگوید که دَئوهها در آن پرستیده میشدند و شاه فرمان توقف آن پرستش را صادر کرد.
به این ترتیب، واژهای که ریشهاش به جهان کهن خدایان هندوایرانی میرسید، در متنی سلطنتی به نام موجوداتی تبدیل شده بود که پرستششان ممنوع اعلام میشد.
معنای نام دوازده ماه ایرانی؛ خدایانی که هنوز روی تقویم ما زندگی میکنند
بخش شگفتانگیز این تاریخ آن است که بسیاری از نامهای مقدس ایران باستان هنوز در زندگی روزمره ما حضور دارند.
| ماه | ریشه و معنای نام |
|---|---|
| فروردین | از فروشیها یا فروهرها؛ نیروهای نگهبان مرتبط با زندگان و درگذشتگان |
| اردیبهشت | اَشَه وَهیشتَه؛ بهترین راستی و نظم |
| خرداد | هَئوروَتات؛ کمال و رسایی، مرتبط با آب |
| تیر | تیشتر؛ ایزد باران و ستاره شباهنگ |
| امرداد (مرداد) | اَمِرِتات؛ نامیرایی، مرتبط با گیاهان |
| شهریور | خشَثرَه وَئیریَه؛ فرمانروایی آرمانی |
| مهر | میترا؛ ایزد پیمان و عهد |
| آبان | آبها؛ مرتبط با جهان مقدس آب و آناهیتا |
| آذر | آتَر؛ آتش مقدس |
| دی | دَذوَه؛ دادار یا آفریدگار، از صفات اهورامزدا |
| بهمن | وُهومنَه؛ اندیشه نیک |
| اسفند | سپنتا آرمَیتی؛ فروتنی و اخلاص مقدس، مرتبط با زمین |
همه این نامها الزاماً نام یک خدا به معنای مستقل نیستند. بعضی نام ایزدان، بعضی امشاسپندان و بعضی نام نیروها و مفاهیم مقدساند.
اما وقتی امروز از ماههای مهر، آبان، آذر یا بهمن حرف میزنیم، در واقع واژههایی را تکرار میکنیم که ریشه در جهان مذهبی هزاران سال پیش ایران دارند.
پیش از اهورامزدا، خدای ایران چه کسی بود؟
پس پاسخ این سؤال یک نام نیست.
در شوش، اینشوشیناک جایگاه بزرگی داشت. در انشان، هومبان و ناپیریشا پرستیده میشدند. در شمالغرب، هالدی خدای بزرگ اورارتو بود. سکاها برای خدای جنگ خود شمشیر مقدس داشتند و در جهان هندوایرانی، ایزدانی مانند مهر، تیشتر، وایو و هوم شناخته میشدند.
باورهای مذهبی فلات ایران در طول هزاران سال تغییر کردند. بعضی خدایان فراموش شدند، بعضی در سنتهای تازه جای گرفتند و بعضی حتی نامشان را به تقویم امروز ما رساندند.
اما شاید راز بزرگتر در همان پیکرک گلی تپه سراب پنهان باشد.
در تختجمشید لوحهایی داریم که نام خدایان و پیشکشهایشان روی آنها ثبت شده است. هزاران سال پیشتر، انسانی در زاگرس پیکرکی زنانه ساخت؛ تصویری که باقی مانده، اما نام و معنایش را نمیدانیم.
اگر آن پیکرک روزگاری برای سازندهاش موجودی مقدس بوده، وقتی در برابرش میایستاد، چه صدایش میکرد؟
پرسشهای متداول درباره خدایان ایران باستان
آیا ایرانیان پیش از زرتشت چندخدایی بودند؟
در میان گروههای مختلف ایرانی و هندوایرانی، سنتهای دینی متنوعی وجود داشت و چندین ایزد شناخته میشدند. در فلات ایران نیز تمدنهایی مانند عیلام و اورارتو نظامهای چندخدایی داشتند.
آیا زروان واقعاً پدر اهورامزدا و اهریمن بود؟
در برخی روایتهای متأخر چنین داستانی نقل شده، اما نمیتوان آن را باور قطعی و مشترک همه ایرانیان باستان دانست.
آیا دیوها در گذشته خدا بودند؟
واژه اوستایی دَئوه با واژه دِوا در سانسکریت همریشه است. در سنت هندی دِواها موجودات الهیاند، اما در سنت زرتشتی دَئوهها به موجوداتی طردشده تبدیل شدند.
قدیمیترین خدای شناختهشده ایران چه کسی است؟
پاسخ قطعی سادهای ندارد. نام خدایان عیلامی در اسناد بسیار کهن ثبت شده، اما پیکرکها و آثار احتمالی آیینی پیشاتاریخی قدمتی بیشتر دارند، بیآنکه نام خدایان احتمالی آنها را بدانیم.
چرا نام خدایان ایران باستان هنوز در تقویم وجود دارد؟
زیرا تقویم ایرانی نام بسیاری از ایزدان، امشاسپندان و مفاهیم مقدس سنت زرتشتی را حفظ کرده است.
منابع منتخب
- Avesta — Yasna, Yashts & Vendidad
- Herodotus — Histories, Book IV
- Achaemenid Royal Inscriptions — Behistun & XPh
- Richard T. Hallock — Persepolis Fortification Tablets
- Wouter F. M. Henkelman — The Other Gods Who Are
- Mary Boyce — A History of Zoroastrianism
- D. T. Potts — The Archaeology of Elam
- Amélie Kuhrt — The Persian Empire: A Corpus of Sources
- Encyclopaedia Iranica
- Cyrus Cylinder — British Museum
- Hasanlu Gold Bowl — Archaeological Studies
-
Urartian Royal Inscriptions
