
چرا خشایارشا به آتن لشکر کشید؟ از آتش سارد تا سقوط آکروپولیس
در روایتهای رایج از جنگهای ایران و یونان، معمولاً همهچیز از حملهٔ سپاه خشایارشا به یونان و آتشگرفتن آتن شروع میشود. در این تصویر، ایرانیان مهاجمانی تشنهٔ کشورگشاییاند که از شرق به سوی یونان حرکت کردند و شهرهای یونانی را به آتش کشیدند. اما اگر داستان را کمی عقبتر ببریم، با زنجیرهای از شورش، دخالت نظامی، انتقام و رقابت سیاسی روبهرو میشویم؛ زنجیرهای که از آتن آغاز نشد و با آتشگرفتن آکروپولیس هم به پایان نرسید.
پرسش اصلی این است: چرا خشایارشا شخصاً با یکی از بزرگترین لشکرکشیهای جهان باستان به سوی یونان حرکت کرد؟ چه اتفاقی افتاده بود که شاه هخامنشی، شاهزادگان، فرماندهان و نیروهایی از سراسر شاهنشاهی را به سمت آتن فرستاد؟ و آیا آتش آتن نخستین آتشی بود که در این درگیری روشن شد؟
شورش ایونی و آغاز درگیری
در پایان سدهٔ ششم پیش از میلاد، شهرهای یونانیزبان ساحل غربی آسیای صغیر، یعنی ایونیه، زیر فرمان شاهنشاهی هخامنشی قرار داشتند. این شهرها در دورهٔ کوروش بزرگ فتح شده بودند و پس از آن، ساتراپهای هخامنشی بر منطقه حکومت میکردند. حکومت شاهنشاهی از شهرها خراج میگرفت و در بسیاری از آنها حاکمان محلی را که با دربار ایران همکاری میکردند، در قدرت نگه میداشت.
این نظام برای همهٔ شهرها قابلقبول نبود. بخشی از مردم و گروههایی از اشراف ایونی از قدرت حاکمان محلی، مالیاتها و وابستگی سیاسی به شاهنشاهی ناراضی بودند. با این حال، آغاز شورش تنها نتیجهٔ فشارهای عمومی نبود. آریستاگوراس، حاکم شهر میلتوس، نیز در شکلگیری آن نقش مهمی داشت.
آریستاگوراس پیشتر با پشتیبانی حکومت هخامنشی، لشکرکشی ناموفقی را برای تصرف جزیرهٔ ناکسوس انجام داده بود. شکست این عملیات جایگاه او را تهدید کرد. او برای نجات قدرت خود، علیه حکومت پارسی شورید و شهرهای ایونی را به قیام فراخواند. شورش در سال ۴۹۹ پیش از میلاد آغاز شد و بهسرعت از میلتوس به دیگر شهرهای ساحلی گسترش یافت.
آریستاگوراس برای جلب حمایت به سرزمین اصلی یونان رفت. او به اسپارت و آتن مراجعه کرد، اما تنها آتنیها و مردم اریتریا حاضر شدند کمک نظامی بفرستند. آتن بیست کشتی و اریتریا پنج کشتی در اختیار شورشیان قرار دادند. این نیروها قرار نبود مستقیماً با تمام قدرت شاهنشاهی بجنگند؛ هدفشان ضربهزدن به مرکز قدرت هخامنشی در آسیای صغیر بود.
آتش سارد؛ شهری که پیش از آتن سوخت
در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، نیروهای شورشی ایونی همراه با سربازان آتنی و اریتریایی به سوی سارد حرکت کردند. سارد، پایتخت تاریخی لیدی و یکی از مهمترین مراکز اداری حکومت هخامنشی در آسیای صغیر بود. فرماندار پارسی منطقه، آرتافرنس، در دژ بالای شهر مستقر بود و نیروهای مهاجم نتوانستند آن را تصرف کنند؛ اما بخش پایین شهر به دست شورشیان افتاد.
در گزارش هرودوت، یکی از سربازان خانهای را آتش زد. خانههای شهر، سقفهای نی و مواد قابلاشتعال داشتند و آتش بهسرعت گسترش پیدا کرد. مردم سارد به بازار و کنار رود پاکتولوس پناه بردند. گروهی از ساکنان و مدافعان شهر برای مقابله با مهاجمان در اطراف رود جمع شدند و شورشیان، پس از گسترش آتش، عقبنشینی کردند.
در این آتشسوزی، معبد کیببه، الههٔ محلی لیدی، نیز سوخت. کیببه یا سیبِل، ایزدبانویی آناتولیایی بود؛ بنابراین نباید این معبد را آتشکدهای ایرانی یا معبدی ویژهٔ اهورامزدا معرفی کرد. سارد شهری چندقومیتی بود و ساکنان آن فقط پارسی نبودند. لیدیاییها، پارسیها و گروههای مختلف دیگری در آن زندگی میکردند.
آتش سارد اهمیت زیادی پیدا کرد، زیرا در روایت هرودوت، پارسیها بعدها سوختن این معبد را یکی از دلایل حمله به پرستشگاههای یونانی دانستند. هرودوت مینویسد پس از آن، ایرانیان بارها به آتشزدن معابد یونانی اشاره کردند و آن را در کنار شورش و حمله به سارد قرار دادند.
البته دربارهٔ میزان دقیق ویرانی سارد، تعداد کشتهها و ارزش اموال از بینرفته، اطلاعات دقیقی نداریم. نمیتوان بر اساس گزارش موجود، از یک کشتار برنامهریزیشده یا نابودی کامل مزارع و زندگی اقتصادی شهر سخن گفت. آنچه میدانیم این است که شهر آتش گرفت، معبد کیببه سوخت و حملهٔ نیروهای آتنی و ایونی، دربار هخامنشی را مستقیماً درگیر کرد.
داریوش و آتن
پس از آتشسوزی سارد، شورش ادامه پیدا کرد. نیروهای شورشی در برخی مناطق پیشروی کردند و حتی قبرس نیز برای مدتی به آنها پیوست. اما نیروهای آتنی پس از شکست در نزدیکی افسوس، از ادامهٔ حمایت نظامی کنار کشیدند. شورشیان ایونی با وجود از دست دادن کمک آتن، چند سال دیگر مقاومت کردند.
در سال ۴۹۴ پیش از میلاد، نیروی دریایی هخامنشی در نبرد لاده پیروز شد. پس از این شکست، میلتوس، مرکز اصلی شورش، سقوط کرد. در روایت هرودوت، بسیاری از مردان کشته شدند، زنان و کودکان به اسارت رفتند و پرستشگاه دیدیما غارت شد. این رخداد نشان میدهد که سرکوب شورش برای مردم مناطق درگیر، فقط تغییر حکومت نبود؛ جنگی بود که زندگی شهرها را دگرگون کرد.
در سالهای بعد، حکومت هخامنشی برای تثبیت آسیای صغیر اقداماتی انجام داد. زمینها اندازهگیری شد، میزان خراج تعیین شد و اختلافهای میان شهرها سامان گرفت. اما دربار داریوش، نقش آتن را فراموش نکرده بود. آتن بخشی از سپاه و ناوگان خود را برای حمله به مرکز حکومت هخامنشی فرستاده بود.
هرودوت داستانی معروف دربارهٔ واکنش داریوش نقل میکند. او میگوید داریوش پس از شنیدن خبر حمله به سارد، کمان خود را برداشت، تیری به آسمان انداخت و از خدا خواست فرصت مجازات آتنیها را پیدا کند. سپس به خدمتکاری دستور داد هنگام غذا، سه بار جملهٔ «شاه، آتنیها را به یاد داشته باش» را تکرار کند.
این روایت را باید همانطور که هست، یک گزارش هرودوتی دانست. در منابع هخامنشی، سند مستقیمی از سوگند داریوش به اهورامزدا برای انتقام از آتن پیدا نشده است. با این حال، اقدامات بعدی داریوش نشان میدهد آتن در برنامهٔ سیاسی و نظامی او جایگاه مهمی پیدا کرده بود.
در سال ۴۹۰ پیش از میلاد، سپاه هخامنشی به اریتریا حمله کرد. شهر سقوط کرد، ساکنان آن به اسارت رفتند و پرستشگاههای شهر آسیب دیدند. پس از آن، نیروهای هخامنشی به سوی آتن حرکت کردند، اما در نبرد ماراتن شکست خوردند.
داریوش پس از ماراتن قصد داشت لشکرکشی بزرگتری آماده کند. شورش مصر و مسائل دیگر، برنامهٔ او را به تأخیر انداخت. در سال ۴۸۶ پیش از میلاد، داریوش درگذشت؛ پیش از آنکه بتواند حملهٔ تازهای به آتن انجام دهد.
خشایارشا؛ وارث تاج و جنگ
پس از مرگ داریوش، خشایارشا به پادشاهی رسید. او تنها پسر داریوش نبود و برادر بزرگتری داشت که میتوانست مدعی تاجوتخت باشد. اما مادر خشایارشا، آتوسا، دختر کوروش بزرگ بود و همین پیوند با خاندان کوروش، جایگاه او را تقویت میکرد.
خشایارشا در کتیبهٔ معروف به کتیبهٔ اندرونی تختجمشید، که در منابع با نام XPf شناخته میشود، میگوید داریوش پسران دیگری داشت، اما او را پس از خود برترین قرار داد. این کتیبه، یکی از مهمترین اسناد مستقیم دربارهٔ جانشینی خشایارشا است.
شاه جدید در آغاز حکومت با مشکلاتی روبهرو بود. در مصر شورش شده بود و بخشهایی از شاهنشاهی نیاز به تثبیت دوباره داشت. خشایارشا ابتدا این مسائل را حل کرد و سپس به تصمیمی بازگشت که از دورهٔ پدرش باقی مانده بود: حمله به یونان و مجازات آتن.
انگیزهٔ این لشکرکشی فقط انتقام نبود. در روایت هرودوت، خشایارشا از مجازات آتن، تأمین امنیت مرزهای غربی، گسترش فرمانروایی و کنترل مسیرهای شمال اژه سخن میگوید. پژوهشگران نیز معمولاً جنگ را نتیجهٔ یک عامل واحد نمیدانند. آتش سارد و شکست ماراتن نقش مهمی داشتند، اما گسترش نفوذ هخامنشیان در تراکیه و مقدونیه و کنترل راههای تجاری نیز بخشی از برنامه بود.
حرکت از شوش تا سارد
در سال ۴۸۱ پیش از میلاد، خشایارشا از شوش به سوی غرب حرکت کرد. نیروهایی از سرزمینهای مختلف شاهنشاهی باید به نقاط تجمع میرسیدند. پارسیها، مادها، باختریها، سکاها، مصریها، هندیها، فنیقیها، ایونیها و بسیاری از گروههای دیگر در این لشکرکشی حضور داشتند.
این سپاه فقط مجموعهای از سربازان نبود. هزاران اسب، چهارپای بارکش، ارابه، کشتی، تجهیزات و انبارهای آذوقه باید همراه آن حرکت میکرد. پیش از آغاز عملیات، مسیرها آماده شد و در نقاط مختلف، آذوقه و علوفه ذخیره کردند.
خشایارشا به سارد رسید؛ همان شهری که چند دهه پیش به دست شورشیان ایونی و نیروهای آتنی سوخته بود. سارد به مرکز فرماندهی و تدارکات عملیات تبدیل شد. بسیاری از فرماندهان بلندپایهٔ شاهنشاهی در این لشکرکشی حضور داشتند. مردونیه، داماد داریوش و شوهر خواهر خشایارشا، یکی از فرماندهان مهم بود. هخامنش فرمانده ناوگان مصر بود و آریابگنه، برادر ناتنی خشایارشا، بر کشتیهای ایونی و کاریایی فرماندهی میکرد.
آرتمیسیا، فرمانروای هالیکارناسوس، نیز با پنج کشتی در کنار شاه حضور داشت. او یکی از مشهورترین فرماندهان دریایی این لشکرکشی شد. حضور یونانیهای آسیای صغیر در سپاه هخامنشی نشان میدهد جنگ، تقابل سادهٔ «ایران در برابر یونان» نبود. برخی یونانیها در برابر شاهنشاهی جنگیدند و برخی دیگر، بهعنوان تابع یا متحد، در سپاه هخامنشی خدمت کردند.
آبراه آتوس و پل هلسپونت
یکی از بزرگترین مشکلات لشکرکشی، عبور ناوگان از کنار شبهجزیرهٔ آتوس بود. در لشکرکشی پیشین داریوش، بخشی از ناوگان هخامنشی در طوفانهای اطراف آتوس آسیب دیده بود. خشایارشا برای کاهش این خطر، دستور داد آبراهی در پای شبهجزیره حفر شود تا کشتیها از دماغهٔ خطرناک عبور نکنند.
بررسیهای زمینشناسی و پژوهشهای جدید، شواهدی از این آبراه را شناسایی کردهاند. بنابراین این پروژه فقط داستانی در کتاب هرودوت نیست؛ نشانههایی از یک عملیات مهندسی بزرگ در زمین باقی مانده است.
پس از عبور از تروا، جایی که خشایارشا در روایت هرودوت برای آتنا قربانی کرد، ارتش به هلسپونت رسید. قرار نبود کشتیها، سربازان را گروهگروه از آب عبور دهند. مهندسان هخامنشی تصمیم گرفتند کشتیها را کنار هم مهار کنند و روی آنها راهی بسازند.
تلاش نخست با طوفان از بین رفت. پلها شکستند و خشایارشا فرمان ساخت دوبارهٔ آنها را صادر کرد. در روایت هرودوت، ۳۶۰ کشتی برای یک پل و ۳۱۴ کشتی برای پل دیگر کنار هم قرار گرفتند. لنگرهای بزرگ کشتیها را نگه میداشتند. طنابهای کتان و پاپیروس روی آنها کشیده شد، سپس چوب، شاخه و خاک روی مسیر قرار گرفت و سطحی برای عبور سربازان و حیوانات ساخته شد.
دو طرف پل را نیز با حفاظ پوشاندند تا اسبها و چهارپایان آب را نبینند و رم نکنند. یک پل برای عبور سپاه و سواران بود و پل دیگر برای حیوانهای بارکش و خدمه. هرودوت عبور سپاه را هفت شبانهروز توصیف میکند.
ترموپیل، آتن و سالامیس
پس از ورود به اروپا، بخشی از شهرهای یونانی تسلیم شدند و بخشی دیگر مقاومت کردند. در ترموپیل، نیروهای یونانی تلاش کردند با استفاده از یک گذرگاه باریک، برتری عددی سپاه هخامنشی را خنثی کنند. لئونیداس و سیصد اسپارتی در این نبرد حضور داشتند، اما نیروهای شهرهای دیگر نیز در کنار آنها جنگیدند.
با پیدا شدن مسیر کوهستانی پشت مواضع یونانی، ترموپیل سقوط کرد و راه جنوب باز شد. آتنیها بیشتر مردم را از شهر خارج کردند و به سالامیس و مناطق اطراف فرستادند. گروهی از مدافعان در آکروپولیس باقی ماندند.
سپاه خشایارشا وارد آتن شد. مدافعان آکروپولیس از پشت استحکامات چوبی مقاومت کردند. در گزارش هرودوت، نیروهای هخامنشی پس از یافتن راهی صعبالعبور به بالای آکروپولیس رسیدند، مدافعان را کشتند، معبدها را غارت کردند و آکروپولیس را به آتش کشیدند.
تخریب آکروپولیس را نمیتوان انکار کرد. قطعات بناها و پیکرههایی که پس از جنگ دفن شدند یا در ساختوسازهای بعدی به کار رفتند، شواهدی از این ویرانی به دست میدهند. اما این فقط یک بخش از داستان است.
هرودوت مینویسد خشایارشا پس از فتح آتن، به آتنیهای تبعیدی دستور داد به آکروپولیس بروند و طبق آیین خودشان قربانی کنند. دلیل این تصمیم روشن نیست، اما همین روایت نشان میدهد جنگ خشایارشا را نباید بهسادگی جنگی برای نابودی همهٔ باورهای یونانی دانست.
چند هفته بعد، ناوگان هخامنشی در سالامیس شکست خورد. برتری عددی ناوگان در آبهای محدود تنگه نتوانست نتیجهٔ جنگ را تعیین کند. خشایارشا به آسیا بازگشت، اما مردونیه با نیرویی منتخب در یونان باقی ماند.
در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، به آتن پیشنهاد شد در برابر صلح، زمینهایش را پس بگیرد و معابد سوخته بازسازی شوند. آتنیها پیشنهاد را نپذیرفتند. ماردونیوس دوباره وارد آتن شد، اما سرانجام در پلاته شکست خورد و کشته شد. پیروزی یونانیان در میکاله نیز موقعیت هخامنشیان را در دریای اژه تضعیف کرد.
پس از جنگ
آتن پس از پایان جنگ بازسازی شد و اتحادیهٔ دلوس را برای ادامهٔ مقابله با هخامنشیان تشکیل داد. این اتحادیه بهمرور از یک اتحاد نظامی به ابزار نفوذ و سلطهٔ آتن بر دیگر شهرهای یونانی تبدیل شد. اسپارت که در جنگهای ایران و یونان متحد آتن بود، بعدها به رقیب اصلی آن تبدیل شد.
در جنگ پلوپونزی، اسپارت برای شکستدادن آتن از حکومت هخامنشی کمک مالی گرفت. کوروش جوان به لیساندر، فرماندهٔ اسپارتی، پول داد تا ناوگان اسپارت را تقویت کند و دستمزد دریانوردان را بپردازد. در سال ۴۰۴ پیش از میلاد، آتن تسلیم اسپارت شد.
حتی تمیستوکلس، یکی از چهرههای اصلی پیروزی سالامیس، سرانجام نزد اردشیر یکم، جانشین خشایارشا، پناه گرفت. مردی که در شکست ناوگان هخامنشی نقش داشت، در سالهای پایانی زندگیاش از حمایت همان شاهنشاهی برخوردار شد.
خشایارشا در کتیبههای خودش
کتیبههای خشایارشا تصویری متفاوت از گزارشهای یونانی ارائه میکنند. در کتیبهٔ XPh، که به «کتیبهٔ دیوها» معروف است، شاه از سرزمینی ناآرام و پرستشگاهی سخن میگوید که در آن «دیوها» پرستیده میشدند. او میگوید با یاری اهورامزدا نظم را بازگردانده و پرستشگاه دیوها را برانداخته است.
اما نام این سرزمین در کتیبه نیامده است. کتیبه نمیگوید این سرزمین آتن بوده، و نمینویسد که خشایارشا به دلیل آتشزدن معابد ایرانی دست به انتقام زده است. برخی پژوهشگران، از جمله ایلیا یاکوبوویچ، ارتباط این متن با تخریب آکروپولیس را مطرح کردهاند؛ اما این یک فرضیهٔ پژوهشی است، نه نامی که مستقیماً روی سنگ خوانده شود.
در کنار این کتیبه، خشایارشا از ساختوسازهای خود نیز سخن گفته است. او در کتیبهٔ XPf مینویسد آنچه پدرش ساخته بود حفظ کرد و بناهای دیگری به آن افزود. دروازهٔ همهٔ ملتها، کاخ هدیش، تکمیل آپادانا، توسعهٔ خزانه و آغاز ساخت تالار صدستون، بخشی از فعالیتهای ساختمانی دورهٔ او بود.
لوحهای اداری تختجمشید نیز از پرداختها، سهمیههای غذایی و سازماندهی گروههای کارگری خبر میدهند. این اسناد نشان میدهند شاهنشاهی فقط با جنگ اداره نمیشد؛ شبکهای پیچیده از مدیریت، راهها، انبارها و نیروی کار در پشت کاخها و لشکرکشیها وجود داشت.
خشایارشا هم شاهی بود که آکروپولیس را به آتش کشید و هم فرمانروایی که ساخت تختجمشید را ادامه داد. هیچکدام از این دو تصویر بهتنهایی برای شناخت او کافی نیست. آتش سارد، حمله به آتن، انتقام داریوش، جاهطلبی شاهنشاهی و سازندگی تختجمشید، همه بخشی از
یک دورهٔ تاریخیاند؛ دورهای که در آن، جنگ و ساختن در کنار هم پیش میرفتند.
پیشنهاد میشود: تماشای مستند چرا هخامنشیان به یونان لشکر کشیدند؟
